اندكي پس از سال 150، يوستين شهيد دفاعيهاي از مسيحيت نوشت و در آن كوشيد تا آرمانهاي مسيحي و فلسفهٴ يوناني را با هم سازگار سازد. اندكي بعد، در حدود 160 دفاعيهٴ ديگري بر ضد يهود نوشت. شاگردش تاتيان، مؤلف دياتسارون به زبان يوناني، دفاعيههايي از همان قبيل نوشت. فعاليت آنان شبيه فعاليت فيلون در نيمهٴ اول سدهٴ اول بود، حتي همچنان كه فيلون كوشيد تا آرمانهاي يهود و بتپرستان را همآهنگ سازد، آنان بر آن شدند تا وظايف مسيحي و بتپرستي را مطابقت دهند. معاصر آنان، ايرنائيوس، بيشتر متوجه تعريف راستكيشي مسيحي در برابر مبتدعهٴ عصر خويش، مخصوصاً در برابر غنوسيان بود، و اثر او از لحاظ تاريخ آيين مسيح داراي ارزش چشمگيري است. از سوي ديگر، كلسوس افلاطوني دفاعيهاي از بتپرستي در برابر مسيحيت نوشت. جالب است توجه كنيم كه همهٴ اين فيلسوفان و متألهان از خاور نزديك برخاستند.
كاهن يهودي، يهوداهه ناسي، كه شوراي عالي صنهدرين را به بيت شعريم انتقال داد، محرر اصلي مشناه بود.
3. فلسفهٴ هلنيستي، رومي و چيني. در سراسر عهد قديم و قرون وسطي به مطالعهٴ رؤيا اهميت زيادي داده ميشد. سعي نخواهم كرد تا سير تكامل اين ((علم)) را توصيف كنم، ولي وجود آن را بايد به خاطر داشت و آن را به عنوان يكي از اجزاي تشكيلدهندهٴ زمينهٴ كلي فكر در نظر گرفت.
مهمترين رساله در اين موضوع در عصر قديم متعلق به آرتميدوروس بود كه در زمان آنتونينس (حدود 138 تا 180) برآمد.
يكي از شخصيتهاي بارز مشخصكنندهٴ عصر انحطاطي كه بهطور مداوم پيش ميرود آپوليوس است، كه آثارش از لحاظ تاريخ خرافات بسيار جالب است. فلسفهٴ واقعي در وهلهٴ اول به وسيلهٴ شخص شخيص ماركوس اورليوس ارائه شد، كه تفكرات او آخرين نواي آيين رواقي است. نومنيوس نيز، كه كوشيد دو آيين فيثاغوري و افلاطوني و فلسفههاي مختلف شرقي را با هم سازش دهد، يكي از محصولات مشخصهٴ اين عصر به شمار ميرود، او يكي از پيشگامان نوافلاطونيان است. نوشتههاي ابن ديصان نيز همان تمايلات وحدتجويانه را نشان ميدهد، ولي ابن ديصان مسيحي بود و پيام او حاوي بذر مانويت. مهمترين فيلسوف شكاك سكستوس امپيريكوس از اين لذت ميبرد كه نسبي بودن معرفت، ترديدها و مشكلات تقريباً همهٴ موضوعات، و عقايد متضادي را كه دربارهٴ آنها اظهار شده است، نشان دهد؛ و اثر او معدن واقعي معلومات دربارهٴ آموزههاي قديم است.
توجه كنيد كه آپوليوس افريقي بود، اورليوس رومي، نومنيوس و ابن ديصان سرياني، و سكستوس يوناني. هسون يوئه، محقق كنفوسيوسي، شن چين را نوشت، رسالهاي دربارهٴ حكومت و اخلاق.